السيد الطباطبائي
69
مجموعه رسائل ( فارسى )
حديث ششم از باب دهم ، علامه مجلسى ذيل اين حديث ، بيانى مختصر دارد و مىفرمايد : اين حديث از احاديثى است كه فهمش مشكل است و ممكن است مراد آن باشد كه خدا دانست كه مؤمن و كافر در دنيا مختلطاند و چنين تقدير فرموده و احتمالات ديگر . . . . استاد طباطبائى در تعليقه خود نوشته است : بحث مفصل راجع به نقل اعمال كه مورد دلالت روايت است و آنچه شبيه و نظير آن است ، در تفسير الميزان جزء دوم و تمام بحث را در تفسير سوره انفال پرداختهايم . « 1 » حديث پنجاه و هفتم از همان باب ، حديث كوتاهى است راجع به عالم ذر و پاسخ انسان در آن عالم : « جعل فيهم ما اذا سألهم اجابوه » در آنها چيزى قرار داد كه اگر از ايشان سؤال مىكرد جواب مىدادند . مجلسى در توجيه حديث فرموده : يعنى ارواح به اين ذرهها تعلق گرفت و در آنها عقل و وسيله شنوايى و گويايى قرار داده شد تا سخن را شنيدند و در عين حال كه ذره بودند پاسخ دادند . استاد در تعليقهاش نگاشته : ظاهر روايت بيان حال است يا مقصود آن است كه آنها نوعى آفرينش داشتند ، اگر به دنيا فرود مىآمدند اين وضع از آنان به صورت سؤال و جواب ظاهر مىشد و اما آنچه كه مرحوم مجلسى فرمود از سياق حديث دور است و اگر چنان مطلبى درست باشد ، همان خلقت و آفرينش دنيوى است نه چيز ديگر . « 2 » آخرين حديث باب طينت و ميثاق ، حديثى است در زمينه پيمان فطرى و ميثاق جهان ذر كه مجلسى در بيان خود مىنويسد : اخبار اين باب از اخبار
--> ( 1 ) . همان ، ص 234 . . ( 2 ) . همان ، ص 257 . .